خرید بک لینک
بزرگترین کشف سقراط، کشف «خود» بود. با سقراط «خودآگاهی» غربی درون گراتر شد و یک مرحله استعلا پیدا کرد. «من» خود را از فشار نیر.های بیرونی که از سوی فرهنگ اسطوره ای- تراژیک هومری و از طرف دیگر نیروهای طبیعی- کیهانی فیلسوفان قبل از سقراط تحت فشار بود، خود را رها کرد. سقراط برای اولین بار انسان را متوجه نیروهای درونی خود کرد. به عبارتی عناصر انسانی این نیروهای کیهانی- اسطورهای را کشف کرد. سقراط در زمان خود یک فروید بود. تصور کنید فردی پیدا شود و بگوید ای انسان ها نیروهایی که شما سرنوشت، قوانین کیهانی عقل یا قدرت خدایان می نامید همه نیروهای درونی خودتان است.

برچسب: نویسنده: آدرین محمودی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:36

اعتدال یونانی: عده ای بر این نظرند که تکیه بیش از حد یونانیها بر اعتدال نمایش شیوه زیست یونانی بوده است. اما اینکه بزرگان و نخبگان یک جامعه بر موضوعی تکیه کنند آیا نشان از کمبودی در آن قسمت نبوده است؟ نیچه در زایش تراژدی برخلاف نظر عموم، معتقد است که یونانیها مردمی پر شر و شور و بی اندازه جاه طلب و شهوت پرست بوده اند. به دو دلیل می توان حق را به نیچه داد. اگر اعتدالی بود که نیاز به تاکید آن نداشت . -تضاد دیونوسوسی- آپولونی تضادی است تمپورالی- فرونتالی که خاص یونانیها است. در دوران باستان، جامعه ای را به اندازه بونانیها آشنا به این تضادها نمی بینیم. در واقع

برچسب: نویسنده: آدرین محمودی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:36

ترکیب اصطلاحات فوق شما را به یاد سه گانه مارکس-نیچه- فروید می اندازد اما من در این مطلب نمی خواهم در زندان این سه نفر بمانم. تحلیل های مارکسیستی یا روان کاوانه به تنهایی برای تبیین پدیده های اجتماعی کافی نیستند. بنابراین نظریه های تواناترند که بتوانند یک پدیده را از زوایای متعدد نگاه کنند. همانند متون ادبی، پدیده های اجتماعی هم از نظر معنایی لایه لایه هستند. به عبارتی چند معنایی هستند بنابراین در این عرصه هیچ کس نمی تواند مدعی سخن پایانی باشد به زبان دریدایی یک شطرنج بی پایان است. . تعبیر ایدئولوژی را از مارکس وام گرفته ام و به تعریف مارکس از آن هم وف

برچسب: نویسنده: آدرین محمودی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:36

جمعه 2/7/94 ـ آدمی می تواند وضعیتی را تجربه کند که همه امور را یکسان ببیند، امور همه همزمان به نظر برسند. گذشته و آینده در لحظه جمع شوند و خلاصه هستی را وحدتی ببیند که هیچ شبی با شبی دیگر و هیچ فردی با فرد دیگر تفاوتی نداشته باشند. به عبارتی در این وضعیت تفاوت ها محو می شوند و آدمی احساس می کند که اعمال و رفتار فراسوی نیک و بد هستند. تفاوت «من» با خارجِ من زائل می شود و انسان فکر می کند که همه هستی و زمان در وجود او خلاصه شده اند و هر رفتاری که از او سر بزند نیک و بد بردار نیست. همه ما با این حس آشنا هستیم که عرفا و بعضی از مؤمنین احساس یگانگی با عالم کرده اند. به

برچسب: نویسنده: آدرین محمودی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:36

))این مطلب عنوان ندارد))یک تجربه،یک وضعیت تجربه یک خلا وضعیت فقدان فقدانی که ناگهان بر سرت خراب می شود.برقش کورت و رعدش کرت می کند.همچون صاعقه اتش به جانت می زند،شکافی در روزمرگیت می اندازد،زبانت را به لکنت می اندازد اگاهیت را زایل می کند.یک تجربه یک وضعیت ،همچون مغاک،مغاک اگاهی،مرگ اگاهییک تجربه یک وضعیت ،تجربه ای که می شد نباشی ولی هستی،تجربه مرگ،چاه ویل نیستییک تجربه یک وضعیت،تجربه ای که همواره نامیده می شود و مگر می توانی ننامییش.می نامیم انگاه که با نامیدنش مفهومش می کنیم ،می شود یک دال،می شود دال نظم ،دال خلق،عدل نجات شاید هم بشود دال قساوت و ه

برچسب: نویسنده: آدرین محمودی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:36

ماتریالیستها چند پیش فرض ذهنی را مدنظر دارند که خلاصه وار به این شرح است. 1.مغز به عنوان منشا و جایگاه اگاهی تنها منبع ادراکات و یافته های از واقعیت است.واقعیت مورد اشاره ایشان البته همان واقعیت پدیداری و تجربی است.هر واقعیتی ورای ادراکات تجربی چه درونی و چه بیرونی که نتوان به مدد ازمایشات تجربی اثبات پذیری و تکرارپذیری انرادریافت کرد از جنس هالوسیناسیون و دلوژن می باشد از جمله این یافته ها می توان به محتوی اگاهی دینی و متافیزیک اشاره کرد.یک پوزتویسم افراطی 2.هر نوع ادراکی چه هیجانی و جه شناختی مابه ازایی فیزیولوژیک در مغز دارد.منشا همه ادراکات خود

برچسب: نویسنده: آدرین محمودی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:36

صفحه بندی